الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
54
الغدير ( فارسي )
از بسيارى زخمهائى كه مىزند تيغ وى خراشهاى فراوان برمىدارد و دندانههاى نيزه اش مىشكند و فرو مىريزد . دست او كه بالا مىرود و در ميان سپاه آنان فرو مىآيد ياد شير خدا را زنده مىكند - و آن شاهكارهايش در برابر ستيزه گران در جنگ احد - سپاهى است كه خواهد خرسندى يزيد را به دست آرد - و گروهى كه به ربودن حق ديگران برخاسته و خداى برتر از هر پندار و ستوده ترين پيامبران - احمد - را بر سر خشم آورده است . سخن پيامبر و خداى برتر از هر پندار را پذيرا نگرديده و با جاىنشين راهنمايش ناسازگارى نمودند و از روز بازپسين نهراسيدند . اهريمن ؛ آنان را بفريفت و به دلخواه خويش گمراهشان كرد تا هيچ سرپرست و راهنمائى نتوانستند يافت . از شگفتىها است كه يك سوى آب گواراى فرات ؛ روان باشد و كسى آن را در بند نتواند كرد . و - در كرانههاى آن - دخترزاده پيامبر - كه پدرش فردا مردم را سيراب مىكند - دلش از تشنگى بسوزد ( 1 ) . او و سپاه و شمشير بر آن و نيزه هائى كه در تيرگىهاى گرد و خاك آشكار شد ، همچون : آفتاب بود بر پهنهء سپهر كه در دست راستش ماه است كه در تاريكىها با اختران آسمان رو در رو مىايستد . ( 2 ) حضرت عباس را دشمنان جامه از تن به در كردند و برهنه گردانيدند . ( 3 ) فرزند حسين - دخترزادهء پيامبر - دلش از تشنگى بىتاب است آن هم در جائى كه گرگان ، خنكى آب را هر چه بيشتر مىچشند و مىيابند ( 4 ) .
--> ( 1 ) مانند آن از خود ابن عرندس در ص 22 گذشت ( 2 ) مايهء دلنشين اين سخن - چنان كه درج 6 ص 362 گذشت از علاء الدين شفهينى گرفته شده و مانند آن از خود ابن عرندس نيز در ص 23 از همين جلد گذشت . ن ( 3 ) مانند آن از خود ابن عرندس در ص 21 گذشت . ( 4 ) مانند آن از خود ابن عرندس در ص 21 گذشت .